ابن النديم البغدادي ( مترجم : م . رضا تجدد )
7
الفهرست ( فارسى )
بسم اللّه الرحمن الرحيم ( و هو حسبنا و عليه نتوكل و به نستعين ) [ مقالهء اول در سه فن است ] فن اول از مقالهء اول در چگونگى لغات عرب و عجم و توصيف اقلام « 1 » و خطها و طرز نوشتن آنها . سخن دربارهء قلم عربى اختلاف است در اينكه واضع خط عربى چه كسى بوده . هشام كلبى گويد : نخستين كسانى كه آن را وضع كردند گروهى از عرب عاربه « 2 » بودند كه بر عدنان بن اد ( ابن ادد ابن ابو معد بن عدنان بن اد ، واو ، ابو يسع بن هميسع بن هميسع بن سلامان بن زلف بن حمل بن قيدار بن اسماعيل عليه - السلام ) درآمدند ، و به نوشته ابن كوفى نامشان : ابو جاد « 3 » ، هواز ، حطى ، كلمون ، صعفض ، قريسات « 4 » بود . كه آنان به همين شكل و اعراب نوشتن را براساس نام خود وضع نمودند و چون بعدها حروفى يافتند كه جزء نامشان نبود مانند تاء ، خاء ، ذال ، ظاء ، شين و غين ، آن را روادف خواندند و بگفته هشام اين اشخاص از پادشاهان مدين « 5 » بودند كه در زمان شعيب عليه السلام در يوم الظلة « 6 » به هلاكت رسيدند و اين مرثيه از زبان خواهر كلمون گفته شد :
--> ( 1 ) قلم تغييراتى است كه در يك خط داده شود ( سبكشناسى ج 1 ص 95 حاشيهء 2 ) . ( 2 ) عرب عاريه بنى قحطانند كه از حوزهء فرات بيمن رفتند و زبانشان آميخته به زبان پيشينيان گرديد ، و بعد در گوشه و كنار جزيرة العرب پراكنده شدند و كهلان و حمير از امهات آن قبيله مىباشند ( الوسيط ص 6 ) . ( 3 ) در باب ابجد هوز حكاياتى عجيب و غريب در ميان عرب شايع بوده است و آنان را يعنى ابجد و هوز و كلمن الخ را مردمى از ملوك مىشمردند و اشعارى دربارهء آنان جعل كرده بودند كه حمزهء بن الحسن در « التنبيه » ذكر كرده و آن را تخطئه نموده است ( سبكشناسى ج 1 - ص 76 حاشيهء 1 ) . ( 4 ) براى بدست آوردن ريشهء اين كلمات رجوع شود به لغتنامه ذيل كلمهء ابجد ( 5 ) مدين در بحر قلزم است و نيز نام قبيلهايست ( معجم البلدان ) . ( 6 ) روز هلاكت ملوك مدين به زمان شعيب ( لغتنامه ذيل كلمهء ظله ) :